فالگوش

وارد اتاق که شد مودبانه گفت سلام و بعد کاغذ رسید صندوق را به خانم روانشناس داد و با لبخند گفت: یعنی من و شما چهل و پنج دقیقه وقت داریم تا من زندگی و مشکلاتمان را تعریف کنم و شما هم نجاتم دهید?! روانشناس که از این موضوع خوشش نیامده بود آرامش خود را حفظ کرد و گفت: نه! شاید این جلسه ها چند ماهی طول بکشد. همه چیز بستگی به مورد شما دارد. مرد شگفت زده گفت: چند ماه?! روانشناس خیلی محکم و گردن افراشته پاسخ داد: بله, شما اولین بارتان است برای مشاوره مراجعه می کنید? مرد گفت: بله و البته این هم به اصرار همسرم است.

سپس روانشناس از مرد خواست موردش را بازگو کند. مرد گفت همسرش مدام به او شک دارد و گوشی و لپ تاپ و هر چه که به او مربوط می شود را وارسی می کند. هربار تلفنش زنگ می زند فالگوش است تا بفهمد کیست. اگر هم موفق نشود حتمن می پرسد. خلاصه روزگارش را سیاه کرده است.

روانشناس شروع کرد به پرسش و رسید به اینجا که: به نظر خودتان و اطرافیان شما زیباتر هستید یا همسرتان?! مرد مکثی کرد و با لبخندی تلخ گفت: من. روانشناس مثل نباض ماهری که از آدم بدرگی, رگ مورد نظرش را یافته است, فاتحانه شروع کرد به فوران داشته های علمی و گفت: تحقیقات روانشناسان انگلیسی نشان می دهد ازدواجی موفق است که در آن جذابیت مرد از زن کمتر باشد. مرد که از شنیدن این حرف بهت زده شده بود با نیشخندی روانشناس را به تمسخر گرفت و گفت: یعنی همان ترانه محلی که می گوید: هرکی یارش خوشگله جاش تو بهشته?! آخر از طرفی ترانه دیگری می گوید: زن زیبا بود در این زمانه بلا! روانشناس که از این مزه پرانی خوشش نیامده بود گفت: این ها حرف های مردم عام است آقا! من دارم با شما از نتایج پژوهش های علمی می گویم. سپس بینی عمل کرده اش را بالا داد به نحوی که از سوراخ هایش میشد جای خالی مغزش را هم دید, و ادامه داد: آلیستر روس روانشناس انگلیسی می گوید مردهایی که با زن های زیبا ازدواج کرده اند; چون دریافته اند صفات شخصیتی مثبتی داشته اند که موجب ازدواج همسرانشان با آن ها شده است احساس بهتری از خود و زندگیشان دارند و این به خوشبختی هر دو نفر منجر می شود.

مرد که این حرف را توهین به خودش تلقی کرده بود که یعنی صفات شخصیتی مثبتی ندارد و همسرش تنها برای زیبایی اش با او ازدواج کرده است با لحنی جدی گفت: خانم من سالها پیش از ازدواجم شنیدم انگلیسی ها ضرب المثلی دارند که می گوید عروس زیبا قابل اعتماد نیست. روانشناس گفت: آقا عرض کردم که این ها فرهنگ عامه است و اینجا و خارج ندارد. می تواند درست باشد یا غلط. اما حکمی کلی نیست. من باید برپایه علم روانشناسی به شما کمک کنم. مرد در حالی که به ساعت نگاه می کرد و بلند میشد پرسید: خانم شما ازدواج کردید? روانشناس با حالتی گنگ پاسخ داد: بله. مرد گفت واقعن برایتان متاسفم! روانشناس با تعجب و اعتراض پرسید: چرا آقا? مرد که حالا تمام قد ایستاده بود به سمت خانم روانشناس که با آرایش غلیظ هم به زحمت میشد نگاهی به او انداخت اشاره ای کرد و گفت: آخر با وضعی که من می بینم, اگر همسرتان در حد معمولی هم باشد بدبخت است! چه رسد به این که از شما هم زشت تر باشد! که آن وقت هر دو بدبختید! 

خانم روانشناس شروع کرد به فریاد و مرد در قاب در مکثی کرد, به ساعت اشاره یی کرد و گفت: نوزده دقیقه از وقت مشاور من باقی مانده, بنشین سرجایت و به حساب من با خودت مشاوره کن.

 

 

ظهر دوشنبه پنجم اسفند نود+2

/ 4 نظر / 48 بازدید
محمدهادی نظیفی

همیشه نگاه کردن به قضایا از یه زاویه دیگه رو دوست دارم مشاوره خوبه ولی خب اینجوری هم میشه دیگه مشاوره با خود اون هم قبل از خواب خوبه یه جور حساب کتابه

محمدهادی نظیفی

جان من با اینترنت آسیاتک وصل شدم بدون هیچ برنامه ای اونوقت این پرچم عمانه؟

محمدهادی نظیفی

انا لله و انا الیه راجعون ؛ مرگ خیلی نزدیکه ؛ هیچ تضمینی نیست که تا فردا زنده باشیم ؛ خدا هر ۵ تا بچه خواهرم رو ازش گرفت ؛ علی کوچولومون که دیگه هم قد من بود و ۲۲ فروردین ۱۶ سالش میشد رفت ؛ مثل من نبود مهربون بود ؛ روحش شاد