/ 4 نظر / 45 بازدید
ریحان

ديده انتظار را دام اميد کرده ايم اي قدمت به چشم ما ! خانه سفيدکرده ايم گرد به باد رفتگان دست بلند مطلبي ست گوش به چشم کن بدل, ناله جديد کرده ايم رفتم ز خويش و ياد نگاهيست حاليم مستي نماست آينه جام خاليم عمريست در ادبکده ي بورياي فقر آسوده تر ز نکهت گلهاي قاليم شد خاک از انتظار تو چشم تر و هنوز قد مي کشد غبار نگه از حواليم هر جزوم از شکست دلي موج مي زند من شيشه ريزه ام حذر از پاي ماليم

ریحان

مرسی زیبا بود.. سبز و خرسند باشی..

ستاره ...

بهتره چیزی نگم..به خاطر حسی که موقع انتخاب این شعر داشتی.. فقط می تو نم بگم مرسی..